Categories
حمایت از حیوانات

سیاحت در زندگی درونی حیوانات با دکتر جاناتان بالکومب (قسمت اول)

دانشمندان هم اینک در مورد عواطف حیوانات، ذهن و ادراک، نوع ارتباط و حتی فضیلت های آنها سؤالات بسیار جالبی را مطرح می کنند.

 

آیا حیوانات نیز همچون انسان ها، احساساتی نظیر عشق، شادی و ناراحتی دارند؟

آیا حیوانات نسبت به انسان ها از حافظه بهتری برخوردارند؟

چطور برخی از حیوانات می توانند پدیده های طبیعی را پیش از وقوع شان پیش بینی کنند؟

 

 

 

 

 

 

 



 

 

 







حیوانات بسیار باهوشند. حتی خوکها، حیوانات خانگی، به خاطر وفاداری شان، صداقت شان، مهربانی شانو حمایت شان در هنگام مشکلات، مشهور هستند. در روزنامه ها، هر روز معجزاتی که توسط حیوانات انجام میشود،  به چاپ میرسد. مثلاً سگهایی که کودکان را از خانه در حال سوختن نجات داده اند یا خوکهایی که برای نجات صاحبشان مسافت زیادی را می دوند. یا اسبهایی که در کنار مزار صاحب شان می مانند ودر همان جا جان می سپارند یا برخی از سگها که هرگز مزار صاحب شان را ترک نمی کنند و موارد بسیار دیگر. لذا چیزهای زیادی هستو جای تعجب نیست که گاهی انسان ها فکر می کند که حیوانات بهتر از ما هستند، می تواند اینطور باشد، از برخی از جنبه ها، می تواند این امر درست باشد. در کل، همه موجودات توسط خداوند خلق شده اند، پس حتماً جوهره الهی در درون آنها نیز وجود دارد، اما تنها به این خاطر که شکل دیگری دارند و  از زبان دیگری استفاده می کنند، به این معنا نیست که ارزش آنها از ما کمتر است. با تحقیقات و مشاهدات بیشتر، انسانها از سیستم های پیچیده اجتماعی، عمق ادراک و اصول متین این ساکنین خزدار،باله دار یا پردار سیاره مان درک بیشتری پیدا کرده اند. 

 

 

 



 

 در سری ۳ قسمتی مقالمان، دکتر جاناتان بالکومب، دانشمند و محقق رفتارشناس و نویسنده آثار برجسته ای نظیر “استفاده از حیوانات در آموزش عالی: مشکلات، جایگزین ها و پیشنهادات“، “قلمرو لذتبخش: حیوانات و ذات احساس خوب” و “ذات دوم: زندگی های درونی حیوانات” را به شما معرفی می کنیم. کتاب جدید دکتر بالکومب،”پناهگاه پرشور، تور تصویری از تفریح حیوانات” است که در ماه مه منتشر شده است. دکتر بالکومب به عنوان سخنرانی مورد احترام، به سراسر جهان سفر کرده اند و سخنرانی هایی ایراد نموده اند و در مورد ارزشها، روان شناسی و هوش، و عواطف دوستان حیوانمان به افزایش آگاهی پرداخته اند. ایشان مقالات علمی زیادی  نوشته و در مجلات دانشگاهی برجسته و مجلاتی نظیر “مجله علوم کاربردی در مورد رفاه حیوانات”، مجله پزشکی بریتانیا”، “مجله تحقیقات در مورد آگاهی”  “رفتار حیوانات”، “دانشمند علوم طبیعی کانادایی”،و بسیاری دیگر، به چاپ رسانده است.

دکتر بالکومب گفته است:

“همچنانکه علم به کشفیات تازه در مورد ذهن و احساس حیوانات  دستمییابد، امیدوارم که در زمینه رفتار اخلاقی و پرمهر نسبت به حیوانات نیز تغییرات مثبتی ایجاد شود.

به نظر من، تفاوت میان انسان و حیوان همچون تفاوت میان یک خوک و یک گاو، یا یک مرغو یک سار است.

آنها گونه های متفاوتی هستند. لذا فکر می کنم باید تنوع حیات و ارزش ویژه ی هر گونه را تشخیص داده و آن را گرامی بداریم.”

 

 

 

دکتر بالکومب در تمام عمر همیشه مجذوب حیوانات بوده اند. اما در کلاس زیست شناسی در دانشگاه یورک، تورنتو، کانادا توانستند به هدف زندگی خود واقف شوند.

 

ما پشه های میوه دو رگه داشتیم، با فنوتیپ های متفاوتو وقت آن بود که توزیع مشخصه ها در نسل بعد را ثبت کنیم. شمارش تعداد پشه هایی دارای چشمان سرخ و نیز پشه های دارای چشمان سفید، مستلزم این بود که آنها را  در اتر فرو کنیم تا بی حرکت شوند. سپس پشه ها را روی صفحه ای سفید پخش می کردند تا مورد بررسی و شمارش قرار دهند. وقتی جمع آوری اطلاعات کامل می شد، این پشه ها دیگر در زمینه ژنتیک کاربردی نداشتند. لذا بر اساس دستورالعمل ها آنها را در یک ظرف شیشه ای پر از روغن در وسط هر میز می گذاشتند و این به اصطلاح  سردخانه اجساد“، آرامگاه نهایی این حشرات بود. انجام کارهای مشکل آفرین هرگز برای من آسان نبود و من هیچ یک از این کارها را انجام نمی دادم. وقتی مجموعه این پشه ها را مورد شمارش قرار می دادم، آنها را به لبه کاغذ می بردم و در آنجا به خاطر سیاهی میز، به خوبی قابل تشخیص بودندو بعد اطلاعات را جمع آوری می کردم و مراقب آنها بودم. به زودی شعله حیات در آنها می درخشید و درعرض چند دقیقه این گروه شروع به حرکت و سر و صدا می کردند و پاها و بالهای خود را حرکت داده و از مه اتر خارج می شدند. ابتدا با پاهای باریک خود، کمی تلوتلو می خوردند و بعد حس هایشان باز می گشت و به خوبی حرکت می کردند. با دیدن آنها در پروازبه هیجان می آمدم. این پیشه ها اولین گام من در پرهیز از انجام تحقیقات علمی ای بودند که موجودات غیر انسانی را بی ارزش قلمداد می کنند. آنها همچنین اصولی داشتند که بیان می داشت چطور باید بر روی حیوانات تحقیق کردو به این ترتیب بود که من از سوء استفاده این مؤسسات از حیوانات آگاه شدم و به هدف زندگی ام در آینده پی بردم: حفاظت از حیوانات.

 



دکتر بالکومب در خلال سالها تحقیق، با تحقیقت علمی زیادی مواجه شد که نشان می داد حیوانات دارای سطح بالایی از هوش هستند که گاهی از هوش انسان نیز  فراتر می رود.

 

معلوم شده که شامپانزه ها از حافظه فضایی کوتاه مدت و شاید بلند مدت بهتری برخوردار هستند. به شامپانزه ها، مانیتور کامپیوتر داده شد و آنها توانستند با آن کار کنندو اگر اعداد ۱ تا ۹ را به مدت ۱ ثانیه یا کمتر به طور تصادفی روی صفحه نشان دهیم، شامپانزه می تواند فوراً به مثلث درست اشاره کند و این اعداد را مرتب بچیند،و پاداش بگیرد. پاداش به حیوان انگیزه می دهد.  انسانها، با دیدن این اعداد به مدت ۱ ثانیه روی صفحه، اگر روز خوبی داشته باشند، می توانند در عرض ۳ تا ۴ ثانیه آنها را مرتب کنند. در واقع یک شامپانزه به نام “آیومو” اگر اعداد ۱ تا ۹ را در عرض یک پنجم ثانیه می دید، می توانست در % ۹۰ مواقع همه را به خاطر بسپارد. در نتیجه این حیوانات، هوش فضایی فوق العاده ای دارند که بسیار بیشتر از ماست. لذا حتی نمی توانیم ادعا کنیم که ما درهمه انواع هوش ها، در اوج هستیم.

مقاله ای انتشار یافته در “واشنگتن پست” با عنوان “این موسیقی برای گوشها و نیز دل میمون هاست  نوشته “راب ستین” نتایجی روشنگرانه از یک تحقیق را نشان می دهد که در آن برای میمون های تامارین، یک موسیقی حیوانی گذاشته شد تا علاوه بر بررسی تأثیر پذیری آنها از موسیقی انسانی، واکنش های آنها نسبت به این نوع موسیقی را نیز بررسی کنند، چیزی که در تحقیقات قبلیبه نتایج قاطعانه ای نرسیده بود. بر اساس این آزمایش ها معلوم شد که موسیقی آرام بخش سبب آرامش و موسیقی خشن سبب بی قراری میمون ها می شود، همان واکنشی که انسانها نیز به انواع ترانه ها نشان می دهند و این نتیجه راه را باز کرد تا سوء برداشت های دیگری که انسان ها از هوش ذاتی حیوانات دارند نیز مورد بررسی مجدد قرار گیرد. تا مدت های زیاد، ما فکر می کردیم که شامپانزه ها در زمینه تشخیص چهره توانایی بسیار کمی دارند، تا اینکه کسی این ایده را مطرح کرد که به جای بررسی توانایی آنها در تشخیص چهره انسانها، توانایی شان در زمینه ی تشخیص چهره شامپانزه ها  بررسی شود. به محض انجام این آزمایش، آنها خیلی، خیلی خوب عمل کردندو علاوه بر آن، آنها در چهره های وارونه بهتر از ما بودندو اگر در مورد آویزان شدن وارونه آنها از درخت فکر کنید، در می یابید که آنها در این زمینه نیز  بهتر از ما هستند.

 

گوسفندان نیز در تشخیص چهره بسیار خوب هستند:

“یک گوسفند که از گروهش جدا شده بود و ۲ سال در گروه دیگری قرار داشت، پس از گذشت ۲ سال، ۸۰، ۹۰، ۱۰۰ تصویر از گوسفندان را دید، برخی از آنها از دسته ی قبلی او بودند و برخی گوسفندان غریبه که او نمی شناخت. او توانست بیش از ۵۰  گوسفند از دسته قبلی را شناسایی کند، ۲ سال بعد از ترک آن گروه، و تنها با دیدن تصویری از آنها. همچنین اگر روی دری تصویری از یک گوسفند خیلی گرسنه باشد و روی دری دیگر تصویر یک گوسفند فربه، او هرگز به سمت درب اول نمی رود. آنها شبیه ما هستند، و می توانند تشخیص بدهند که آن بره شادتر و آرامتر است و ترجیح می دهند به سمت  آن درب بروندو آنها اغلب ترجیح می دهند با چهره خندان انسان روبرو باشند، نه چهره عبوس و خشمگین او.”

   

 

دکتر بالکومب در کتاب “ذات دوم: زندگی های درونی حیوانات” اینطور می نویسد: “تحقیقات اخیر معلوم کرده که فیل ها با استفاده از یک روش صوتی، رد پای یکدیگر را پیدا می کنند. پای آنها برای برقراری ارتباط به خوبی سازگار است،و می تواند فرکانس های مادون صوت که خارج از طیف صوتی انسان است را حس کند. تحقیقات اولیه آشکار کرد که پایانه های عصبی جلو و اطراف کف پای فیل ها، به شدت نسبت به فشار حساس است و این امر آنها را قادر می سازد تا هفته ها با همدیگر در تماس باشند، حتی اگر مایل هااز یکدیگر فاصله داشته باشند و گاهی این پاها به عنوان سیستم هشدار در مقابل زلزله عمل می کنند و همین روشن می کند که چرا فیل ها و همه حیوانات بزرگ دیگر در هنگام افزایش آب ناشی از سونامی در سواحل آسیا، در ۲۶ دسامبر ۲۰۰۴، به زمین های مرتفع تر رفته بودند.”

 

 

 



دکتر بالکومب توضیح می دهد که چطور این توانایی صوتی، آگاهی فضایی خاصی برای فیل ایجاد می کند و جای فیل های دیگر گروه را به او نشان می دهد:

“آنها در گروه های مادر سالار زندگی می کنند که بین اول تا آخر گروه، فاصله زیادی وجود دارد. آنها به سمت درختان پرمیوه می روند و در این زمینه نیز حافظه خوبی دارند. لذا اگر دانشمندان  ادرار تازه فیل هایی که جلوتر رفته اند را برداشته و بر سر راه فیل های عقبی بگذارند، این فیل ها با برخورد با آن، آنرا می بویند و شرایط را بررسی می کنند و بعد مجدداً به حرکت شان ادامه می دهند. اما اگر ادرار فیل هایی که در عقب گروه راه می روند را  برداشته و در مقابل فیل هایی کهدر جلو گروه راه می روند، در جایی قرار دهند، عکس العمل متفاوتی را می بینید. آنها شگفت زده می شوندو خرطوم شان را بیشتر می پیچانند و این امر در مقالات علمی آمده است. چرا که این کار با انتظارات آنها مغایرت دارد، زیرا آنها ادرار تازه فیلی را یافته اند که می دانند در پشت سرشان استو از اینجا می توان دریافت که حیوانات یک نقشه ذهنی دارند. آنها می توانند همدیگر و نیز جای همدیگر را تشخیص دهند و از این تحقیق و دیگر تحقیقات مشخص شده که یک فیل همزمان چهره ۳۰ فیل دیگر را در ذهن دارد. لذا، ذهن این حیوانات از آگاهی زیادی برخوردار است. آیا باید شگفت زده شویم؟ این یک حیوان بزرگ، با مغز بزرگ، با عمر طولانی، دارای عاطفه، و با حافظه بسیار خوب است.”

 

   

دکتر بالکومب با مشاهده ی اسناد علمی که بیان می دارد حیوانات، بسیار باهوش، بسیار عاطفی و موجوداتی با ادراک پیچیده هستند، بر این باور است که باید با احترام و وقار با موجودات دیگر رفتار کنی:

  

“حیوانات دارای حق حیات هستندو این حق از آگاهی آنها، از توانایی حس کردن چیزها، اعم از لذت و درد ناشی می شود. ما در زندگی خود نیز این احساسات را می شناسیم. آنها نیز این احساسات را دارند، و به خاطر همین آگاهی است که از حق حیات برخوردار هستند.”



 

www.jonathanbalcombe.com

http://www.jonathanbalcombe.com/multimedia.html



  ارسال به داغ کن - کلوب دات کام